chintzes اداره بهداشتی دامپزشکی نیروی انتظامی

chintzes: اداره بهداشتی دامپزشکی نیروی انتظامی پلمپ 1 واحد قصابی متخلف رییس اداره دامپزشکی شهرستان شوشتر

گت بلاگز وب‌گردی جنگ انگلیسی-آمریکایی جهت سهم خواهی در منطقه/ طرح تازه آمریکا جهت ۶ کشور عربی ، پشت پرده تنش بین قطر و عربستان

تنش بین قطر و عربستان،‌ به موازات اینکه پرده از سناریوهای متعددی جهت آینده منطقه برمی‌دارد، به معادلات و موازنه‌های قدرت جدیدی نیز اشاره می‌کند که مهم‌ترین

جنگ انگلیسی-آمریکایی جهت سهم خواهی در منطقه/ طرح تازه آمریکا جهت ۶ کشور عربی ، پشت پرده تنش بین قطر و عربستان

به گزارش گروه وبگردی گروه تحریریه سایت جوان، تنشی که در پی سخنان شیخ «تمیم بن حمد آل ثانی»، امیر قطر در مراسم آخر خدمت گروهی از سربازان این کشور در انتقاد از تروریستی خواندن «حماس» و «حزب الله» و تاکید بر نقش کشور عزیزمان ایران در برقراری ثبات و امنیت منطقه ای، همچنین متهم کردن مدعیان مبارزه با تروریسم به تعصب مذهبی و عدم درک درست از اسلام واقعی، از سوم خرداد جاری بین دوحه و ریاض ایجاد شده، نه تنها کم کردن نیافته، بلکه با شدت یافتن آن به «جنگ افشاگری سعودی – قطری» تبدیل شده است تا در پی آن از یک سو، حقایق و واقعیت های جدیدی از پشت پرده سیاست های شیوخ عرب و نقش آنها در بحران ها و پرونده های منطقه ای و از سوی دیگر، عمق و گستره اختلافات بین آنها برملا شود.

عبارات مهم : ایران
سابقه دیرینه اختلافات شیوخ عرب

این نخستین بار نیست که شاهد بروز تنش و اختلاف بین دو یا چند کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس هستیم، بلکه تاریخ هر چند کوتاه این کشورها مملو از اختلافات و منازعاتی است که همچون آتش زیر خاکستر از داخل آنها را می سوزاند و هر از چند گاهی از زیر خاکستر زبانه می کشد و گوشه ای از منازعات و اختلافات شیوخ عرب را برملا می کند.

اما تاکنون در تمام این اختلافات شیوخ عرب هم «سقفی» جهت خصومت ورزی های خود در نظر می گرفتند و هم از حمله مستقیم به حکام و خاندان های حاکم اجتناب می کردند، لذا این منازعات، جنگ های وکالتی بودند که بین مزدوران و دست نشاندگان این شیوخ به راه می افتادند، به خاص در مورد کشوری چون قطر که طی یک دهه اخیر همواره در پرونده های متفاوت با سعودی ها اختلاف نظر داشته هست.

به همین علت تحلیلگران در ابتدا این تنش را هم در چارچوب همان اختلافات و رویارویی های سابق ملاحظه کردند که بعد از چند روز حل و فصل شده است و یا از تب و تاب می افتاد، به خاص آنکه نه پیش زمینه ای و نه دستاویزی جهت ایجاد تنش وجود داشت.

اما بر خلاف تمام تحلیل ها و ارزیابی ها، این تنش نه تنها آخر نیافته و از تب و تاب نیفتاده که هر روز در حال شدت یافتن و با ورود بعضی طرف های منطقه ای به حمایت از سعودی ها به نظر در حال تبدیل شدن به بحران هست.


وقتی همه تحلیل ها و تفسیرها به ترامپ منتهی می شود

تمام تحلیل ها و تفسیرهای ارائه شده است در زمینه تبیین و ریشه یابی دلایل تنش قطر و عربستان سعودی، به سفر «دونالد ترامپ»، مدیر جمهوری آمریکا به عربستان سعودی، نشست های سه گانه وی با حضور شماری از دنیا سران عرب و قراردادهای امضا شده است و توافقات صورت گرفته اش با سعودی ها منتهی می شود که مهمترین نشانه آنها آماده کردن منطقه جهت ورود به مرحله ای تازه از رویارویی و تقابل با جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران و محور مقاومت با تشکیل نیروی نظامی عربی موسوم به «ناتو عربی» بود که می بایست کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ستون فقرات آن را تشکیل می دادند.

جنگ قدرت به منطقه کشیده می شود

در این راستا بعضی تحلیل ها موفقیت ترامپ در تشکیل ناتو عربی در برابر کشور عزیزمان ایران را منوط به حل منازعات داخلی و آخر دادن به جنگ قدرت در داخل خاندان های حاکم بر کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس دانسته به شبکه روابط پیچیده بین «محمد بن نایف»، ولی عهد عربستان، «محمد بن زاید»، ولی عهد ابو ظبی، «محمد بن سلمان»، جانشین ولی عهد عربستان و شیخ تمیم، امیر قطر به عنوان نوک حربه این جنگ اشاره می کنند.

بر اساس این تحلیل، محمد بن سلمان جهت رسیدن به قدرت باید تا زمانی که پدرش، ملک سلمان در قید حیات هست، محمد بن نایف را از پیش رو برداشته راه را جهت به دست گرفتن قدرت هموار کند، در غیر این صورت این محمد بن نایف است که با فوت ملک سلمان قدرت را در عربستان به دست خواهد گرفت.

محمد بن زاید نیز با شرایطی نسبتا مشابه محمد بن سلمان جهت رسیدن به قدرت در ابو ظبی مواجه است و به این منظور باید برادر بزرگترش، «خلیفه بن زاید» را از قدرت بر کنار کند، صرف نظر از مخالفت هایی که ممکن هست، از سوی عموزاده ها و دیگر امیرنشینان امارات مواجه شود.

براساس اسناد ویکی لیکس سر نوشت مشابه محمد بن سلمان و محمد بن زاید جهت رسیدن به قدرت موجب نزدیکی آنها و شکل گیری نوعی ائتلاف بین آنها در برابر محمد بن نایف شده است بود که با نزدیکی به امیر قطر تلاش کرده بود، به این صف آرایی پاسخ دهد.

این تحلیل ائتلاف محمد بن سلمان و محمد بن زاید را «ائتلاف آتشین» نامگذاری کرده، خاطر نشان می کند: بن سلمان و بن زاید تلاش داشتند، از پیروزی در جنگ یمن، پلی جهت رسیدن به قدرت و کنار زدن رقبا استفاده کنند که با وجود تمام تلاش ها چنین نشد و در عربستان موجب قدرت گیری محمد بن نایف شد که مواضع بن سلمان در جنگ یمن را رد می کرد.

ناکامی در یمن اگرچه به بروز اختلافات بین محمد بن سلمان و محمد بن زاید منتهی شد، ولی آنها را از ادامه تلاش ها جهت الگوبرداری از مدل انتقال قدرت در قطر باز نداشت.

از سوی دیگر، اگرچه در قطر امیری حکومت می کرد که چشم داشت های منطقه ایش از پدر کمتر بود، ولی این به معنای دست روی دست گذاشتن و از دست دادن تمام برگه های برنده به سود عربستان نمی توانست باشد.

لذا تنش کنونی قطر و عربستان سعودی چیزی جز بحران بازبینی در تقسیم نقشه های کارکردی شیوخ عرب جهت خدمت به منافع و اهداف آمریکا در منطقه نمی تواند، باشد و به نظر می رسد، در این رویارویی سعودی ها پیروز میدان بوده اند.

در این بین افشاگری های صورت گرفته سعودی – قطری علیه یکدیگر در زمینه حمایت از گروه های تروریستی و کمک های مالی و نظامی به این گروه ها و نقش این کشورها در بحران های منطقه ای عنوان تازه و جدیدی نیست، بلکه بر همه روشن و مبرهن است و در چارچوب ائتلاف منطقه ای سعودی – ترکی – قطری تحت نظارت کاخ سفید و به رهبری عربستان سعودی قابل ارزیابی است که طی سفر اخیر ترامپ به ریاض، سعودی ها تلاش کردند، این امتیاز را جهت خود حفظ کنند.

در این بین قطر که به خوبی می داند، قدرت رویارویی با عربستان را ندارد، تلاش می کند، با نزدیکی به تهران، از قدرت کشور عزیزمان ایران در مقابله با سعودی ها استفاده کند.

طرح تازه آمریکا در خاورمیانه

در برابر این تحلیل، تحلیل دیگری نیز وجود دارد که تاکید می کند، تنشی که اکنون بین قطر و عربستان شاهد آن هستیم، در حقیقت مقدمه و پیش زمینه طرحی آمریکایی – سعودی – اماراتی جهت ایجاد خاورمیانه ای تازه است که به اهداف و منافع رژیم صهیونیستی در منطقه خدمت کند.

گام اول این طرح انزوای منطقه ای و بین المللی قطر از طریق جنگ رسانه ای و تبلیغاتی هدفمند و برنامه ریزی شده است سعودی – اماراتی – مصری تحت اشراف و نظارت آمریکا عنوان شده است هست.

گام دوم محاصره بین المللی جماعت اخوان المسلمین و درج این جماعت در فهرست گروه های تروریستی و قطع منابع درآمد آن، گام سوم تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به نوار غزه و ایجاد هرج و مرج در کرانه باختری و فراهم کردن مقدمات روی کار آمدن «محمد دحلان»، مهره امارات به عنوان جانشین «محمود عباس»، مدیر تشکیلات خود گردان و رهبر جنبش «فتح»، مرحله چهارم برکناری محمد بن نایف و اعلام ولی عهدی محمد بن سلمان و آخرین مرحله تسویه قضیه فلسطینی و برقراری مناسبات رسمی بین اعراب و اسرائیل عنوان شده است هست.

در این خصوص پایگاه های خبری فیلمی منتشر کرده اند که در آن «یوسف العتیبة» در سخنانی ضمن اشاره به گسترش همکاری های نظامی و امنیتی و اطلاعاتی با آمریکا و حضور نظامی گسترده در عرصه های متفاوت منطقه ای، تاکید می کند: نشانه امارات چیزی جز دست یافتن به جایگاهی در خور این کشور در خاورمیانه تازه نیست.

سفر ترامپ به منطقه و بستن پرونده قطر و اخوان

از جهت دیگر، تحلیلگرانی نیز بوده اند که منازعات شیوخ عرب به خاص هم زمانی آن با سفر ترامپ به منطقه را در چارچوب تلاش مدیر جمهوری آمریکا جهت بستن پرونده جماعت اخوان المسلمین و قطر به عنوان مهمترین حامی آن در دنیا عرب که وعده آن را طی مسابقه های انتخاباتی اش داده بود، ارزیابی می کنند.

به گفته این تحلیلگران پرونده اخوان المسلمین و قطر جهت عربستان سعودی از پرونده کشور عزیزمان ایران و یمن و بحرین نیز مهم تر هست. لذا سعودی ها با قراردادهای نظامی کلان خود با ترامپ به نوعی وی را مجاب به ورود به این دو پرونده کرده اند، در این بین اقدام مطبوعات قطری در به سخره گرفتن تمام توانایی های خود جهت استقبال از ترامپ و ابراز شک و تردید در دستیابی سعودی ها به اهداف مورد از این سفر، مدیر جمهوری آمریکا جهت پیگیری به اوضاع اخوان المسلمین و قطر را مصمم تر کرده هست، به خاص آنکه کنگره آمریکا نیز در ماه های اخیر با شدت یافتن فشار بر ترامپ از وی خواستار مجازات کشورهای حامی اخوان المسلمین و جنبش حماس شده است بود.

به همین علت تقابل و تنش کنونی را نمی توان صرفا زاییده بیانات اخیر امیر قطر و شرایط کنونی حاکم بر منطقه به شمار آورد، بلکه قضیه ای است که از سال ها قبل جهت آن از سوی عربستان و امارات برنامه ریزی شده است هست.

تنشی نمایشی جهت بلعیده شدن ۶ کشور عربی

از جهت دیگر، یک گزارش اطلاعاتی افشا می کند، تنش قطر و عربستان سعودی، نمایشی سعودی – قطری – اماراتی هست، در چارچوب طرحی خطرناک است که ۶ کشور منطقه از جمله بحرین و کویت را نشانه قرار می دهد تا با محو آنها از نقشه منطقه، اهداف آمریکایی – صهیونیستی از جمله گسترش مرزهای رژیم اشغالگر صهیونیستی در خاورمیانه را محقق کنند.

بر اساس این گزارش سوریه، عراق، یمن و مصر دیگر کشورهای منطقه هستند که قربانی این طرح خواهند شد و سفر ترامپ به منطقه در واقع چراغ سبز آمریکا به امارات و قطر و عربستان جهت اجرایی کردن این طرح هست.

جنگ بر سر تقسیم نفوذ در عراق

این در حالی است که محافل سیاسی عراق یکی از دلایل تنش ریاض – دوحه را به جنگ دو کشور بر سر تقسیم نفوذ در عراق عنوان می کند و توضیح می دهد: کشور عزیزمان ایران و قطر با توجه به روابط خوب قطر و ترکیه مذاکراتی سری راجع به کشیدن خط لوله انتقال گاز قطر از خاک عراق به دریای مدیترانه انجام داده و در این راستا باید اذعان داشت، قطر در برقراری روابط بسیار نزدیک با رهبران سیاسی و شیوخ عشایر عراق (چه شیعه و چه سنی) جهت اجرای طرح کشیدن خط لوله انتقال گاز این کشور به اروپا با گذر از خاک عراق و ترکیه بسیار موفق عمل کرده هست.

به گفته این منابع اوج اختلافات عربستان و قطر در استان الانبار، واقع در غرب عراق قابل ملاحظه هست، جایی که جماعت اخوان المسلمین با حمایت از «حزب اسلامی» عراق، باعث شدند، این حزب با طرح کشیدن خط لوله انتقال گاز قطر از الانبار موافقت کند، موضوعی که نگرانی شدید سعودی ها از رشد و نمو اخوانی ها و قدرت یافتن آنها در عراق با بهره مندی از حمایت های همه جانبه قطر و ترکیه را به دنبال داشته هست.

نقش انگلیس در تنش عربستان و قطر

در میان تحلیل ها و تفسیرهای ارائه شده است در خصوص تنش ایجاد شده است بین عربستان سعودی و قطر، بعضی تحلیل ها با اشاره به اینکه قطر همواره حمایت همه جانبه ای از جماعت اخوان المسلمین داشته و تلاش های بسیاری جهت به قدرت رسیدن «رجب طیب اردوغان» به عنوان مدیر جمهور در ترکیه به عمل آورده هست، تاکید می کند: دوحه سیاست خارجی خود را با استناد به اصول و مبادی فکر جماعت بنا نهاد، بر خلاف عربستان سعودی که سیاست خارجی اش ریشه در اصول و مبادی وهابیت دارد.

در صحنه سیاست بین الملل به همان اندازه که وهابیت سعودی به آمریکایی ها وابسته هست، جماعت اخوان المسلمین با سابقه تاریخی بیش از ۱۵۰ ساله اش تحت لوای انگلیسی ها به حیات حزبی و سیاسی خود ادامه داده و به مرور وقت به یکی از شرکت یافته ترین و با نفوذترین گروه های سیاسی و دینی دنیا تبدیل شده است هست، به خاص آنکه انگلیس در کنار هموار کردن راه فعالیت در عرصه سیاسی، زمینه ورود جماعت به عرصه اقتصاد جهت تامین نیازهای مالی آن را نیز فراهم نموده بود.

گفته می شود، میزان حمایت های صورت گرفته انگلیس از اخوان المسلمین و کمک های این کشور به جماعت به اندازه کمک ها و حمایت های ارائه شده است لندن به یهودیان جهت تاسیس «اسرائیل» و غلطیدن به دامان آمریکایی ها بوده هست.

به موازات گسترش نفوذ آمریکایی ها در دنیا عرب و افول نقش انگلیسی ها در این جهان، شاهد انتشار و قدرت گیری مکتب وهابیت و رو به ضعف نهادن جماعت در این کشورها بودیم. در تمام طول این دوره مهمترین سیاست واشنگتن تضعیف اخوانی ها تا جایی بود که امکان بازگشت این جماعت به عرصه سیاسی منطقه ای و جهانی وجود نداشته باشد و در این راستا، جذب ترکیه و پاکستان به عنوان دیگر کانون های مهم جماعت در منطقه در اولویت های سیاست خارجی دولت های متفاوت آمریکا قرار گرفت.

بر اساس این تحلیل ها آنچه در نشست های سه گانه ریاض با حضور ترامپ رخ داد و آشکارا ترکیه و قطر را به حاشیه رانده و نقش این دو کشور در عرصه منطقه ای را تضعیف کرده بود، در کنار عملیات تروریستی که هفته گذشته منچستر انگلیس را نشانه قرار داد، تحولاتی بودند که به محور انگلیس – قطر – ترکیه – اخوان الملسمین ضرورت تحرک جدی و اتخاذ تدابیری تازه جهت مقابله با این تحولات را متذکر می شد.

در این راستا، با استناد به گفته معروف «دشمن دشمنم، دوست من است»، قطر رویکرد نزدیکی به دشمن های آمریکا از جمله کشور عزیزمان ایران و حزب الله لبنان و حماس را در پیش گرفت و در ادامه این سیاست حتی باید در انتظار اعلام حمایت دوحه از شیعیان بحرین و انقلاب مردم این کشور علیه رژیم آل خلیفه نیز باشیم.

لذا اعلام حمایت دوحه از حماس و حزب الله و یادآوری قدرت منطقه ای کشور عزیزمان ایران تنها با نشانه بهره برداری سیاسی در مقابله با عربستان و عوض کردن موازنه قدرت در تنش ایجاد شده است با عربستان سعودی صورت می گیرد، چون در ادامه شاهد بودیم که امیر قطر چگونه از رابطه نزدیک و مستحکم خود با اسرائیل، دشمن شماره یک کشور عزیزمان ایران و حزب الله و حماس سخن می گوید.

قطر به خوبی درک می کند، هرگونه موفقیت کشور عزیزمان ایران در تفوق بر دشمن های دوحه، اگرچه این کشور را در محور متحدان آمریکا یا هم پیمانان انگلیس در منطقه قرار نمی دهد، ولی می تواند، با تامین بعضی منافع و اهداف منطقه ای این کشور همراه باشد و بالعکس آن، موفقیت سعودی ها در منطقه می توان تمام داشته های قطر از جمله مناسبات دوحه – تل آویو را بر باد دهد، توصیه مهم در این معادله این است که اگر ریاض موفق به براندازی سیاسی و انزوای منطقه ای دوحه شود، واشنگتن اعتراضی به این امر نخواهد کرد، چون آمریکایی ها به خوبی می دانند، انزوای قطر به معنای تضعیف نفوذ سیاسی انگلیس در منطقه هست.

با توجه به آنچه ذکر آن رفت، باید گفت تنش عربستان سعودی و قطر را رویارویی شیوخ آمریکایی با شیوخ انگلیسی منطقه تعبیر کرد که در حقیقت رویارویی استعمار پیر (انگلیس) جهت باز بعد گیری جایگاه و نفوذ منطقه ای سابق خود در منطقه و استعمار تازه (آمریکا) جهت حفظ این نفوذ هست.

در این بین انگلیس جهت بازیابی موقعیت و نفوذ گذشته خود در منطقه مورد نیاز بود، دو روش را پیش گیرد، اول: خروج از اتحادیه اروپا و دوم: احیای ائتلاف ها و هم پیمانی های سیاسی و نظامی گذشته در منطقه هست.

در عنوان اول، انگلیس جدایی از اتحادیه اروپا را محقق ساخت، ولی در مورد اصل دوم، پایه و اساس ائتلاف و هم پیمانی انگلیس در منطقه را جماعت اخوان الملسمین تشکیل می دهد که مهمترین حامیان آن منطقه ای آن قطر و ترکیه هستند و در این بین به علت توان مالی و قدرت رسانه ای و تبلیغاتی دوحه تمرکز بر قطر صورت گرفت.

نکته حائز اهمیت این است که رویارویی آمریکا و انگلیس در قالب رویارویی سعودی – قطری با وقوع دو رخ داد، کلید زده شد:

یک: سفر مدیر جمهوری آمریکا به عربستان سعودی و همکاری وی در نشست های سه گانه سعودی – عربی – اسلامی که بااهمیت ترین عنوان مورد بحث در آنها «مبارزه با تروریسم» و «به شمار آوردن کشور عزیزمان ایران به عنوان نوک پیکان و نشانه اول این جنگ» و ادعای اینکه جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران نقشی اساسی و اثر گذار در تضعیف و تزلزل ثبات و استقرار منطقه ایفا می کند و برگزاری نشستی بین ترامپ و شیوخ عرب منطقه که رهاورد آن بروز بحران با امیر قطر بود.

دو:
اقدام مطبوعات و نشریه های آمریکایی و غربی به انتشار سیلی از گزارش ها و مقالاتی بود که به شدت قطر به حمله کرده و سیاست های منطقه ای و بین المللی اش را مورد انتقاد قرار داده و محکوم می کردند.

آخرین مقاله در این ارتباط در نشریه «فارین پالیسی» به قلم «جان هانا»، مسئول سابق وزارت دفاع و وزارت خارجه آمریکا و یکی از مشاوران «دیک چنی»، معاون اسبق مدیر جمهوری آمریکا بود که قطر را به حمایت از تروریسم، جنبش ارتش و نیروهای امنیتی عراق به کشتن نظامیان آمریکایی حاضر در عراق و همچنین شبکه خبری الجزیره قطر را به تبدیل «بهار عربی» به «خزان تکفیری»، حمایت مالی و نظامی از گروه های مسلح تروریستی در حال مبارزه با نظام سوریه در این کشور، پناه دادن به «خالد شیخ محمد»، طراح و برنامه ریز حملات تروریستی یازده سپتامبر در دوحه و فراهم کردن زمینه فرار او به افغانستان پیش از بازداشت وی از سوی سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا، رویکرد سیاسی دوگانه و متعارض در پرسشها و قضایای منطقه ای متهم کرده بود.

جان هانا راجع به سیاست دوگانه و متعارض قطر به رویکرد دوحه در سال ۲۰۰۳ میلادی در قبال عراق و آمریکا اشاره می کند و می نویسد: با وجود اینکه قطر پایگاه نظامی «العیدید» را به اسکادران نیروی هوایی آمریکا تخصیص داده شده است داده بود و جنگنده های آمریکایی در سال ۲۰۰۳ میلادی از این پایگاه مواضع رژیم بعث در عراق را مورد حمله قرار دادند، با این حال در آن روی سکه سیاست ایستادن در کنار «صدام حسین»، دیکتاتور معدوم عراق و حمایت از رسانه ای و تبلیغاتی از رژیم بعث را یاد آور می شود و تاکید می کند که دیک چنی عنوان انتقال پایگاه هوایی آمریکا از پایگاه نظامی «العیدید» در قطر را مطرح کرده و در این خصوص با دونالد ترامپ نیز گفت و گوهایی انجام داده که با موافقت و استقبال ترامپ نیز مواجه شده است هست.

هانا می افزاید: چنی در این دیدار دو گزینه امارات متحده و عربستان سعودی را به عنوان جایگزینی جهت پایگاه نظامی «العیدید» قطر مطرح می کند و از مدیر جمهوری آمریکا خواستار مجازات قطر به علت حمایت این کشور از تروریسم می شود.


ناتو عربی طرحی که مرده به دنیا آمد

هر اندازه سفر دونالد ترامپ به منطقه جهت مدیر جمهوری آمریکا با دستاوردها و نتیجه های مثبت بسیار همراه بود، جهت دنیا عرب بطور عام و شیوخ عرب خلیج فارس بطور خاص نتیجه های و دستاوردهای منفی در برداشت.

در حالی که رسانه های عربی وابسته به شیوخ خلیج فارس از هفته ها قبل، سفر ترامپ را پوشش داده و با آب و تاب از مهمترین نشانه این سفر تشکیل «ناتو عربی» سخن می گفتند و تحلیل و تفسیر منتشر می کردند و با کارشناسان پرسشها سیاسی و راهبردی و نظامی منطقه و دنیا مصاحبه می کردند و با متهم کردن کشور عزیزمان ایران به حمایت از تروریسم جنجالی رسانه ای و تبلیغاتی به راه انداخته بودند، بروز تنش بین قطر و عربستان، آن هم به فاصله کمتر از ۲۴ ساعت از آخر نشست شماری از سران کشورهای عربی با حضور ترامپ در ریاض و اعلام تشکیل ناتو عربی، تمام رشته های این رسانه ها را پنبه کرد.

طرح تشکیل ناتو عربی از یک سو ثابت کرد، پیش از تولد طرحی مرده است و تشکیل آن تنها جوهری بر روی کاغذ باقی خواهد ماند و از سوی دیگر، «آخرین میخ را بر تابوت وحدت عربی، به خاص وحدت شیوخ خلیج فارس» کوبید تا هم وقت با پیشنهاد تشکیل این نیرو پرده از اختلافات جدیدی بین کشورهای عضو شورای همکاری برداشته شود و چه بسا به فروپاشی این نهاد منطقه ای منتهی گردد.

ایران و محور مقاومت پیروز میدان

ماهیت تنش عربستان و قطر هرچه باشد، آخر این بحران همه معادلات و محاسبات را به سود کشور عزیزمان ایران و محور مقاومت در منطقه رقم خواهد زد. بالطبع نزدیکی قطر به هر علت به ایران، افساری بر دهان لگام گیسخته آل سعود و متحدان منطقه ایش خواهد زد، چون با یافتن جای پایی در میان شیوخ عرب، بیش از پیش به یمن نزدیک خواهد شد.

افزون بر اینکه این نزدیکی می تواند، به دنبال خود توافقات و تفاهماتی دو جانبه بین دوحه و پایتخت کشور عزیزمان ایران در قضایا و پرونده های منطقه ای مانند بحران عراق، بحران سوریه و یا جنگ یمن و اوضاع بحرین داشته باشد که خوشایند سعودی ها نباشد و معادلات منطقه را به سود پایتخت کشور عزیزمان ایران – دوحه عوض کردن دهد.

از سوی دیگر، اگر قائل به سناریو تقابل آمریکا – انگلیس در منطقه شویم، خواهیم دید، انگلیسی ها جهت بازگشت به منطقه و احیای نفوذ و قدرت گذشته ملزم به حفظ کشور عزیزمان ایران به عنوان یکی از تاثیرگذارترین بازیگران منطقه ای دارد تا با فشردن دست پایتخت کشور عزیزمان ایران مانع تشکیل محور سلفی تکفیری در منطقه با خود شود.

به این ترتیب، ملاحظه می شود، هر یک از سناریوهای منطقه ای پیاده شود، دشمن های محور مقاومت و جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران مجبور هستند، جهت آرام نگهداشتن شرایط منطقه از هرگونه رویارویی و یا شدت یافتن بحران با پایتخت کشور عزیزمان ایران امتناع کنند.
منبع:مشرق
انتهای پیام/

واژه های کلیدی: ایران | انگلیس | آمریکا | انگلیس | سعودی ها | انگلیسی | عربستان | آمریکایی | عربستان، | دونالد ترامپ | عربستان سعودی

جنگ انگلیسی-آمریکایی جهت سهم خواهی در منطقه/ طرح تازه آمریکا جهت ۶ کشور عربی ، پشت پرده تنش بین قطر و عربستان

جنگ انگلیسی-آمریکایی جهت سهم خواهی در منطقه/ طرح تازه آمریکا جهت ۶ کشور عربی ، پشت پرده تنش بین قطر و عربستان

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog